الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
321
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
« راغب » در « مفردات » آن را به قطراتى كه از پوست تن دوزخيان ( و جراحات بدن آنها ) بيرون مىآيد تفسير كرده است . لا بد تيره بودن رنگ آن سبب اطلاق اين واژه بر آن شده است ، چرا كه محصول آن آتش سوزان چيزى جز يك مشت اندام سوخته با تراوشهاى سياه نيست ! به هر حال از پاره اى از كلمات بر مىآيد كه « غساق » بوى بسيار بد و زننده اى دارد كه همگان را ناراحت مىكند . بعضى ديگر آن را به يك نوع عذاب كه جز خدا از آن آگاه نيست تفسير كردهاند ، چرا كه آنها مرتكب گناهان و مظالم سختى شدهاند كه جز خدا از آن آگاه نبوده و كيفرشان نيز بايد چنين باشد . همانگونه كه بهشتيان پرهيزگار اعمال نيكى انجام مىدادند كه جز خدا از آن آگاه نبود لذا به آنها وعده پاداشهايى داده شده كه جز خدا از آن خبر ندارد : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ ( الم سجده - 17 ) . باز به انواع ديگرى از عذابهاى دردناك آنها اشاره كرده ، مىگويد : « و جز اينها ، كيفرهاى ديگرى هم شكل آن دارند » ( * ( وَآخَرُ مِنْ شَكْلِه أَزْواجٌ ) * ) ( 1 ) . « شكل » ( به فتح شين ) به معنى مثل و مانند است ، و « ازواج » به معنى انواع و اقسام است و اين يك اشاره اجمالى به انواع ديگرى از عذاب همانند عذابهاى گذشته است كه در اينجا به طور سربسته بيان شده ، و شايد براى محبوسان اين جهان ماده قابل توصيف و درك نباشد .
--> ( 1 ) « آخر » صفت براى موصوف محذوفى است كه مبتدا مىباشد و « ازواج » مبتداى ثانى و « من شكله » خبر آن است و مجموعا جز مبتداى اول است و در تقدير چنين بوده : « و عذاب آخر ازواج من شكله » .